تبليغاتX
بانوی سرما

بانوی سرما

 
 
About Me

سلام دوستای مهربون

از اینکه بتونم لحظات شما

رو کمی پر کنم خوشحالم

برای من نظرات شما مهربونا

خیلی مهمه

شاد باشید

My Blog
My Archive
My Categories
Daily Links
Friends Link
Template By

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين
 
 
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386
فال و فالدونی

از این به بعد قصد دارم اموزش فال قهوه رو شروع کنم .هر کس به سر گرمی علاقه داره اونو یاد بگیره؟؟؟؟

میخوام اموزش رو به ترتیب حروف الفبا شروع کنم .از علاقه مندان خواهش مندم که صبوری کنند ومنو یاری کنند؟

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:44  توسط دونه برف  |   
 
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386
یادم تو رو فراموش

يادته قديما يادم تورو فراموش بازي مي كرديم .. هميشه تو مي بردي .. اما يه بارم من بردم .. آره .. اون روزي كه دلمو بهت دادم و تو يادت نبود


 

 عشق از هر گل سرخي دلپذير تر است ، اما خارهاي آن قلب تو را عميق تر از هر خاري سوراخ مي كن


 

اگرسلطنت بلد نباشم سلطنت نميکنمٍ اگه زندگي بلد نباشم زندگي نميکم اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطره تو يادميگيرم


 

چنين با مهرباني خواندنت چيست ؟ بدين نامهرباني راندنت چيست ؟ بپرس از اين دل ديوانه من که اي بيچاره ماندنت چيست ؟


 

منو عشق آسمونيت منو اون نامهربونيت منو حرفاي نگفته منوکشته زخم دوريت


 

.

نمي گم دوست دارم

نميگم عاشقتم

ميگم ديوونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بي خيال ديوونست...............


 

به غصه ها سنگ بزن تو صورتش رنگ بزن هر وقت دلت تنگ ميشه فقط به من زنگ بزن؟/؟


 

دلم را اهني كردم مبادا عاشقت گردم

ندانستم توي ظالم دلي اهنربا داري


+ نوشته شده در  ساعت 18:0  توسط دونه برف  |   
 
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386
خداوندا؟؟؟

خداوندا ! دستانم خالي اند و دلم غرق در آمال. يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا گردان يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتني خالي کن؟؟

*************************************

.آموختم که گاهي اوقات همه ي اون چيزي که انسان نياز دارد ، دستي براي گرفتن و قلبي براي درک شدن است

**********************************************

.تنها زماني که احساس کردم خيلي خوشبختم لحظه اي بود که هيچ کسي صداي فرياد هام رو نميشنيد منم تا تونستم فرياد زدم ؟؟؟

***********************************
زندگي مانند يك پيانوست . كليد هاي سفيد نماد شادي ها و كليد هاي سياه نماد غصه هاست . فقط هنگامي كه آنها را باهم مي نوازي آهنگ زندگي را مي شنوي؟؟؟؟؟؟؟؟

**********************************************

هميشه به خاطر داشته باش كه تاريك ترين ساعت شب نزديكترين زمان به طلوع خورشيد است؟

************************************

+ نوشته شده در  ساعت 17:20  توسط دونه برف  |   
 
جمعه نوزدهم بهمن 1386
استجابت دعا

نامت چه بود؟
آدم
فرزند؟
بنويس اولين يتيم خلقت
محل تولد؟
بهشت پاك
اينك محل سكونت؟
زمين خاك
آن چيست بر گرده نهادي؟
امانت است
قدت؟
روزي چنان بلند كه همسايه خدا،اينك به قدر سايه بختم به روي خاك
اعضاء خانواده؟
حواي خوب و پاك ، قابيل خشمناك ، هابيل زير خاك
روز تولدت؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق
رنگت؟
اينك فقط سياه ، ز شرم چنان گناه
چشمت؟
رنگي به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان
وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم در هواي دوست ،نه آ نچنان وزين كه نشينم بر اين خاك
جنست ؟
نيمي مرا ز خاك ، نيمي دگر خدا
شغلت ؟
در كار كشت اميدم
شاكي تو ؟
خدا
نام وكيل ؟
آن هم خدا
جرمت؟
يك سيب از درخت وسوسه
تنها همين ؟
همين!!!!
حكمت؟

تبعيد در زمين
همدست در گناه؟
حواي آشنا
ترسيده اي؟
كمي
ز چه؟
كه شوم اسير خاك
آيا كسي به ملاقاتت آمده؟
بلي
كه؟
گاهي فقط خدا
داري گلايه اي؟
ديگر گلايه نه؟، ولي ...
ولي چه ؟

حكمي چنين آن هم يك گناه!!؟
دلتنگ گشته اي ؟
زياد
براي كه؟
تنها خدا
آورده اي سند؟
بلي
چه ؟
دو قطره اشك
داري تو ضامني؟
بلي
چه كسي ؟
تنها كسم خدا
در آ خرين دفاع؟
مي خوانمش كه چنان اجابت كند دعا ؟؟؟

+ نوشته شده در  ساعت 1:56  توسط دونه برف  |   
 
جمعه نوزدهم بهمن 1386
غربت من

غربت من

غربت عمیق اندوه منو ** چاه خشک تو بیابون نداره
سردی و تاریکی زندگیمو ** هیچ شبی تو هیچ زمستون نداره
مثل شعر مرثیه از شب و گریه پرم ** برای تموم شدن لحظه ها رو می شمرم
کی ستاره منو از آسمون ** پشت این پرده خاموشی کشید
گلدون شیشه ای مو کی زد به سنگ ** کی منو بخود فراموشی کشید
کاش میشد واسه خودم گریه کنم ** اینقدر گریه که دل پاک بشم
سبک و پاکیزه مثل خود اشک ** زیر خاک گریه هام خاک بشم
مثل شعر مرثیه از شب و گریه پرم ** برای تموم شدن لحظه ها رو می شمرم
چشمای ساکت تو رنگ شبه ** شبی که سرد و فردا نداره
شبی که باید بمیره زیر نور ** مثل اون مرگی که اما نداره
کاش یکی حرف منو باور میکرد ** کاش یکی می فهمید اندوه منو
کاش یکی تو بُهت تنهایی من ** باورش می شد غم شکستنو

مثل شعر مرثیه از شب و گریه پرم ** برای تموم شدن لحظه ها رو می شمرم

*************************************************************

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:53  توسط دونه برف  |   
 
شنبه سیزدهم بهمن 1386
عارفانه ها

براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو )

******************************************

براي ازدواج کردن لحظه‌اي درنگ نکنيد. اگر زن خوبي نصيبتان شود، خوشبخت مي‌گرديد و اگر زن بدي گيرتان آمد [مثل من] فيلسوف مي‌شويد.

******************************************* 

استعداد آدمي را مي پوشاند و وقتي استعدادش کاهش يافت آنچه هست نمايان مي شود .نیچه

******************************************

انسان هرچه بالاتر رود احتمال ديده شدن وصله شلوارش بيشتر ميشود*ادیسون

******************************************

عقل بي عاطفه خطرناک است و عاطفه بدون عقل قابل اعتماد نيست، آدم کامل آنست که هم عقل دارد و هم عاطفه . ويليام تن

*****************************************

من معتقدم خداوند آدمي را به اندازه درد ورنجي كه در دنيا تحمل مي كند درآخرت اجروپاداش مي دهد مصطفي چمران

****************************************

هركس هدايت شودبه سودخودهدايت شده، پروردگار تو از انچه انجام ميدهيد غافل نيست (93قصص)

****************************************

داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است ؛ ولي نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است.
شكسپير

****************************************

من نميگويم هرگز نبايد در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم بايد براي بار دوم هم نگاه کرد ....ويکتور هوگو

****************************************

الکساندر دوما ميگه : هيچ وقت قول يک پسر بچه را جدي نگير اما هميشه از تهديدات يک دختر بچه بترس:-O

***************************************

کسی که می‌خواهد رازی را حفظ کند بايد اين واقعيت را که رازی دارد، کتمان کند. (گوته)

***************************************


جرج آلن : اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند

**************************************

دو چیز انتها ندارد، پهنۀ کهکشانها وحماقت انسان که البته در مورد اولی مطمئن نیستم - آلبرت انیشتین

**************************************

اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند. (دکتر علی شریعتی)

**************************************

+ نوشته شده در  ساعت 14:35  توسط دونه برف  |   
 
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386
عاشق شدم

عاشق شدم و محرم اینکار ندارم

فریاد که غم دارم و غمخوار ندارم

آن عیش که یاری دهدم صبر ندیدم
وان بخت که پرسش کندم یار ندارم

بسیار شدم عاشق و دیوانه ازین پیش
آن صبر که هر بار بد این بار ندارم

یک سینه پر از قصه‌ی هجر است ولیکن
از تنگ‌دلی طاقت گفتار ندارم

چون راز برون نفتدم از پرده که هر چند
گویند مرا گر به نگهدار ندارم

جانا چودل خسته به سودای تو دارم
او داند و سودای تو من کار ندارم

خون‌ریز شگرفست لبت سهل نگیرم
مهمان عزیز است غمت خوار ندارم

مرگم زتو دور افگند اندیشه‌ام اینست
اندیشه‌ی این جان گرفتار ندارم

خون شد دل خسرو ز نگهداشتن راز
چون هیچ کسی محرم اسرار ندارم

********************************************************

وقتی از تو خبری نیست
شادی من موندنی نیست
غصه اندازه نداره
نغمه من خوندنی نیست


وقتی از تو خبری نیست
روح من آسودنی نیست
قلب من آروم نداره
زندگی هم خواستنی نیست


وقتی از تو خبری نیست
لحظه ای آروم ندارم
با همه دنیا غریبم
از خودم خبر ندارم


می دونم که غصه داری
می دونم گلایه داری
مثل ابرای بهاره
گریه رو گریه میاری


وقتی از همه بریدم
عشق تو افسونگرم شد
قبله ای که آفریدم
قلب پاک دلبرم شد


وقتی از همه بریدم
تنها باورم تو بودی
تو شبای پر ستاره
تنها ماه من تو بودی


می دونم که بی قراری
می دونم آروم نداری
می دونم از دار و دنیا
حتی از من گله داری


وقتی از تو خبری نیست
واسه من بال و پری نیست
تو دل تنگ و صبورم
از حرارت اثری نیست


وقتی از تو خبری نیست
زندگیم نقش بر آبه
چشمای من غرق گریه
همه چی مثل سرابه


عشق من با تک سلامی
تو بیا اجابتم کن
نارنین بر آسمانی
قاصد رضایتم کن


خوب من ملامتم کن
لایق ندامتم کن
دست کم ای بهترینم
شرمی از اسارتم کن


عشق من با تک نگاهی
ناجی دنیای من باش
نازنین بر کهکشانی
شاهد پرواز من باش


وقتی از تو خبری نیست
لحظه ای آروم ندارم
با همه دنیا غریبم
از خودم خبر ندارم

********************************************************

+ نوشته شده در  ساعت 16:5  توسط دونه برف  |   
 
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386

شعار جدید 22 بهمن: 22لیتر بنزین ریختیم تو موتورگازی رفتیم دختر بازی الله یاور ماست 110 دنبال ماست ؟؟؟

******

لطفا اول به آتش نشانی زنگ بزن و بعدشم خودتو به پلیس معرفی کن آخه دلمو بد جوری سوزوندی .

********

یارو رفت حج نه نماز می خوند . نه طواف میکرد نه ...

ازش پرسیدن چرا ؟

گفت به ما گفتن همه چیز با کاروانه؟؟؟

*******

لره میخواسته آتش نشان بشه توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف آب نباشه چه کار میکنی؟ لره میگه: هیچی تیمّم می کنیم

******

مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد.
ميگه :آره ولي لگتي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود؟؟

******

+ نوشته شده در  ساعت 15:55  توسط دونه برف  |   
 
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386
قسم به عشقمون

 

قسم به عشقمــــــون قسم همش برات دلواپســــم

قرار نبــود اینجوری شه یه هو بشی همه کســــم

راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شــدم

شاید میگم تقصیره توست تا کم شه از جرمه خودم.

به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری

چگونه عمری از احساسه عشق شدی فراری

نگاهم کن دلم راعاشقانه هدیه کردم تو دریا باشو من جویبار عشقو در تو جاری

من از پروانه بودن ها من از دیوانه بودن ها من از بازی یک شعله ی سوزنده که آتش

زده بر دامان پروانه نمیترسم.

من از هیچ بودن ها از عشق نداشتن ها از بی کسی و خلوت انسانها میترسم.

راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم

شاید میگم تقصیره توست تا کم شه از جرمه خودم.

من از عمق رفاقتها من از لطف صداقتها من من از بازیه نور در سینه ی بی قلبه

ظلمتها نمیترسم؛من از حرفه جدایی ها برگه آشنایی ها من از میلاد تلخه بی وفایی ها

می ترسم.

راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم.

شاید میگم تقصیره توست تا کم شه از جرمه خودم.

**********************************************************************************

نام من؟؟؟

نام من عشق است آيا ميشناسيدم؟

زخمي ام زخمي سراپا ميشناسيدم؟

با شما طي کرده ام راه درازي را
خسته هستم خسته آيا ميشناسيدم؟

راه شش صد ساله از دفتر حافظ
تا غزل هاي شما آيا ميشناسيدم

اين زمانم گر چه ابره تيره پوشيده است
من همان خورشيدم آيا ميشناسيدم؟

پاي رهوارش شکسته سنگ دهر
اينک اين اافتاده از پا را ميشناسيدم؟

ميشناسد چشم هايم چهرهاتان را
همچناني که شما ها ميشناسيدم

اين چنين بيگانه از من رو مگردانيد
در مبنديدم به حاشا ميشناسيدم؟

من همان دريا يتان اي رهروان عشق
رودهاي روح دريا ميشناسيدم

اصل من بودم بهانه بود فرعي بود
عشق قيس و حسن ليلا ميشناسدم

در کفه فرهاد تيغه من نهادم من
من بريدم بيستون را ميشناسيدم؟

مسخ کرده چهره ام را گر چه در اين ايام
با همين ديدار حتي ميشناسيدم

من همانم آشناي سالهاي دور
رفته ام از يادتان يا ميشناسيدم؟؟؟

+ نوشته شده در  ساعت 14:36  توسط دونه برف  |   
 
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386
معناي دوم عشق

روزي يكي از خانه هاي دهكده آتش گرفته بود. زن جواني همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند. شيوانا و بقيه اهالي براي كمك و خاموش كردن آتش به سوي خانه شتافتند. وقتي به كلبه در حال سوختن رسيدند و جمعيت براي خاموش كردن آتش به جستجوي آب و خاك برخاستند شيوانا متوجه جواني شد كه بي تفاوت مقابل كلبه نشسته است و با لبخند به شعله هاي آتش نگاه مي كند. شيوانا با تعجب به سمت جوان رفت و از او پرسيد:" چرا بيكار نشسته اي و به كمك ساكنين كلبه نرفته اي!؟"

جوان لبخندي زد و گفت:" من اولين خواستگار اين زني هستم كه در آتش گير افتاده است. او و خانواده اش مرا به خاطر اينكه فقير بودم نپذيرفتند و عشق پاك و صادقم را قبول نكردند. در تمام اين سالها آرزو مي كردم كه كائنات تقاص آتش دلم را از اين خانواده و از اين زن بگيرد. و اكنون آن زمان فرا رسيده است."

شيوانا پوزخندي زد و گفت:" عشق تو عشق پاك و صادق نبوده است. عشق پاك هميشه پاك مي ماند! حتي اگر معشوق چهره عاشق را به لجن بمالد و هزاران بي مهري در حق او روا سازد.
عشق واقعي يعني همين تلاشي كه شاگردان مدرسه من براي خاموش كردن آتش منزل يك غريبه به خرج مي دهند. آنها ساكنين منزل را نمي شناسند اما با وجود اين در اثبات و پايمردي عشق نسبت به تو فرسنگها جلوترند. برخيز و يا به آنها كمك كن و يا دست از اين ادعاي عشق دروغين ات بردار و از اين منطقه دور شو!"

اشك بر چشمان جوان سرازير شد. از جا برخاست. لباس هاي خود را خيس كرد و شجاعانه خود را به داخل كلبه سوزان انداخت. بدنبال او بقيه شاگردان شيوانا نيز جرات يافتند و خود را خيس كردند و به داخل آتش پريدند و ساكنين كلبه را نجات دادند. در جريان نجات بخشي از بازوي دست راست جوان سوخت و آسيب ديد. اما هيچكس از بين نرفت.

روز بعد جوان به درب مدرسه شيوانا آمد و از شيوانا خواست تا او را به شاگردي بپذيرد و به او بصيرت و معرفت درس دهد. شيوانا نگاهي به دست آسيب ديده جوان انداخت و تبسمي كرد و خطاب به بقيه شاگردان گفت:" نام اين شاگرد جديد "معناي دوم عشق" است. حرمت او را حفظ كنيد كه از اين به بعد بركت اين مدرسه اوست


چت با خدا

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم

گفتی: ... فَإِنِّي قَرِيبٌ...

.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم

گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ

.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ...

.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی

گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ...

.:: پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی: أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ ...

.:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم

گفتی: ... اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ ...

.:: (ولی) خدا عزیزِ و داناست، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟

گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا

.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ...

.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌كنم

گفتی: إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ...

.:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك

گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ...

.:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشته‌هاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ...

 

***********

+ نوشته شده در  ساعت 14:27  توسط دونه برف  |