تبليغاتX
بانوی سرما

بانوی سرما

 
 
About Me

سلام دوستای مهربون

از اینکه بتونم لحظات شما

رو کمی پر کنم خوشحالم

برای من نظرات شما مهربونا

خیلی مهمه

شاد باشید

My Blog
My Archive
My Categories
Daily Links
Friends Link
Template By

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين
 
 
سه شنبه بیست و ششم آذر 1387

 

 

 

عید سعی غدیر خم بر شما دوستاران

 

مولاالموحدین مبارک

+ نوشته شده در  ساعت 14:59  توسط دونه برف  |   
 
یکشنبه هفدهم آذر 1387
این یه هدیه به تو ؟؟

 

تقدیم به دوستی که

 ازش دورم ولی همیشه به یادشم

( به به  به به)

 

View Full Size Image

مهربانم اي خوب

ياد قلبت باشد يك نفر هست كه اينجا

تك و تنها به تو مي انديشد

و كمي دلش از دوري تو دلگير است

مهربانم اي خوب

ياد قلبت باشد يك نفر هست كه چشمش

به رهت دوخته بر در مانده است

و شب وروز دعايش اين است

زير اين سقف بلند هر كجايي هستي

به سلامت باشي

و دلت همواره محو شادي و تبسم باشد

مهربانم اي خوب

ياد قلبت باشد يك نفر هست كه دنيايش را

همه ي هستي و رويايش را

به شكوفايي احساس تو پيوند زده است

و دلش مي خواهد لحظه ها را با تو به خدا بسپارد

يك نفر هست كه با تو ، تك و تنها با تو

پر انديشه و شعر است و شعور

يك نفر هست كه با تو به خداوند جهان نزديك است

و به يادت هر صبح

گونه ي سبز اقاقي ها را از ته قلب و دلش مي بوسد

و دعا مي كند اين بار كه تو

با دلي سبز و پر از آرامش

راهي خانه ي خورشيد شوي

و پر از عاطفه و عشق و اميد

...به شب معجزه و آبي فردا برسي 

View Full Size Image

+ نوشته شده در  ساعت 17:26  توسط دونه برف  |   
 
سه شنبه دوازدهم آذر 1387
پنج وارونه....؟؟؟؟

پنج وارونه !!!

 

پنج وارونه چه معنا دارد ؟!


خواهر کوچکم از من پرسيد


من به او خنديدم


کمي آزرده و حيرت زده گفت :


روي ديوار و درختان ديدم


باز هم خنديدم


گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه


پنج وارونه به مينو ميداد ؟؟


آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد

 
بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم :


بعدها وقتي غم


سقف کوتاه دلت را خم کرد

 
بي گمان مي فهمي

 
- پنج وارونه چه معنا دارد؟؟؟

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 17:23  توسط دونه برف  |   
 
شنبه نهم آذر 1387
بیاموز....

 

گلم از خود رهیدن را بیاموز            

به سر منزل رسیدن را بیاموز

زمین بی عشق خاکی سرد و مرده ست

به قلب خود تپیدن را بیاموز

جهان جولانگهی همواره زیباست

به چشمانت خوب دیدن را بیاموز

بیاموز ، آفریدندت توانا

توانا ،آفریدن را بیاموز

تو اهل آسمانی ای زمینی

به بال خود پریدن را بیاموز؟؟؟

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:38  توسط دونه برف  |   
 
یکشنبه سوم آذر 1387
شهر من؟؟؟

 

شهر من ، شهر دل است

عاشقی شغل من و پيشه ی من شيدايی ست

خانه ام پشت خرابات مغان ، کوچه ی عشق وجنون

جنب ميخانه ی حافظ باشد

من مهاجر هستم

دير سالی ست که از کشور روح

از بهشت جاويد ، پدرم رانده شده است

پدرم ساکن ان باغی بود

که در ان جويی از شير وشکر ، شهد وعسل جاری بود

ميوه از شاخ درخت ، در دهانی افتاد

پدرم در گذر وسوسه ها

همه ی روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت

من امروز همه ی دنيا را ، ميفروشم به جويی مهر وکمی عشق

و دگر هيچ ، همين

ساليانی ست در اين شهر ، گيوه ها فرسودند

پاها را بنگر ، کوچه پر ابله است

چشم من را بنگر که چه خسته است ز بيداريها

نازنينم ديريست که به هر کوچه ، به هر خانه

به هر پنجره ای و به هر برکه ی اب

و به هر شاخ درخت و به هر قله ی کوه

عشق را ميطلبم

ساليانی ست به روز و به تاريکی شب

و بر اين گنبد فيروزه تو را ميطلبم

نازنينم ، من جنت را نه به گندم ، نه به جو

می فروشم به نگاهی ، اهی !!

....

 

+ نوشته شده در  ساعت 18:27  توسط دونه برف  |   
 
جمعه یکم آذر 1387

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:9  توسط دونه برف  |   
 
جمعه یکم آذر 1387
شهره ی شهر عاشقی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

"شهره ی شهر عاشقی"

منم که شهره شهرم به عشق ورزیــدن    منم که دیده نیالوده ام به بد دیــــــدن

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم    که در طریقت ما کافریست رنجیـدن

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات      بخواست جامی و گفت عیب پوشیدن

مرا دل زتماشــــــــای باغ عالم چیست       بدست مردم چشم از رخ تو گل چیدن

به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب    که تا خراب کنـــــم نقش خود پرستیدن

به رحمت سر زلـف تو واثقم ورنه کشش      چو نبود ازآن سو چه سود کوشیدن

عنان به میکده خاهیم تافت زین مجلس     که وعظ بی عملان واجبست نشنیدن

زخط یار بیاموز مهر با رخ خوب که گرد            عارض خوبان خوش است گردیدن

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:8  توسط دونه برف  |