عید سعی غدیر خم بر شما دوستاران مولاالموحدین مبارک
![]()
|
About Me
سلام دوستای مهربون My Blog
My Archive
مرداد 1388 My Categories
عاشقانه ها عارفانه ها اس ام اس های جدید داستان هاي كوتاه شعر فال و فالدونی شعر های کوتاه عکس عاشقانه دل نوشته های من و خدای من نقاشی روی پر انیمیشن قلب انیمیشن گل انیمیشن کارتنی زن وزیبایی یک طنز در باره ماسک صورت فضیلت ماه شعبان لباس های شب مدل لباس مردانه اسپرت اس ام اس های طنز جملات رمانتیک ویژه پیچوندن؟؟؟؟ واژه های غریب عکس عاشقانه حیوانات قلب شکسته من اس ام اس ماه رمضان عکس های جالب عشقولانه؟؟؟؟؟ عکس های با مزه؟؟؟ اس ام اس عید فطر تهران عزیز بی احساس اس ام اس عاشقانه 2 اس ام اس سر کاری؟؟؟ اس ام اس عارفانه مزيت زن بودن شعری زیبااز قیصرامین پور متن زیبا و دوستانه Daily Links
Friends Link
مجيد جون(به به به به!!!) غم انگيز اشك قلم شهر اشوب يك زن دانلود بهترين اهنگ هاي شاد و با حال سكوت اشك گانگسترهاي ايراني سکوتی به وسعت شب Template By
www.TakTemp.Com عسل ح - نازنين |
عید سعی غدیر خم بر شما دوستاران مولاالموحدین مبارک
+ نوشته
شده در ساعت 14:59 توسط دونه برف
|
این یه هدیه به تو ؟؟
تقدیم به دوستی که ازش دورم ولی همیشه به یادشم مهربانم اي خوب ياد قلبت باشد يك نفر هست كه اينجا تك و تنها به تو مي انديشد و كمي دلش از دوري تو دلگير است مهربانم اي خوب ياد قلبت باشد يك نفر هست كه چشمش به رهت دوخته بر در مانده است و شب وروز دعايش اين است زير اين سقف بلند هر كجايي هستي به سلامت باشي و دلت همواره محو شادي و تبسم باشد مهربانم اي خوب ياد قلبت باشد يك نفر هست كه دنيايش را همه ي هستي و رويايش را به شكوفايي احساس تو پيوند زده است و دلش مي خواهد لحظه ها را با تو به خدا بسپارد يك نفر هست كه با تو ، تك و تنها با تو پر انديشه و شعر است و شعور يك نفر هست كه با تو به خداوند جهان نزديك است و به يادت هر صبح گونه ي سبز اقاقي ها را از ته قلب و دلش مي بوسد و دعا مي كند اين بار كه تو با دلي سبز و پر از آرامش راهي خانه ي خورشيد شوي و پر از عاطفه و عشق و اميد
+ نوشته
شده در ساعت 17:26 توسط دونه برف
|
پنج وارونه....؟؟؟؟
پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
+ نوشته
شده در ساعت 17:23 توسط دونه برف
|
بیاموز....
گلم از خود رهیدن را بیاموز
+ نوشته
شده در ساعت 0:38 توسط دونه برف
|
شهر من؟؟؟
شهر من ، شهر دل است عاشقی شغل من و پيشه ی من شيدايی ست خانه ام پشت خرابات مغان ، کوچه ی عشق وجنون جنب ميخانه ی حافظ باشد من مهاجر هستم دير سالی ست که از کشور روح از بهشت جاويد ، پدرم رانده شده است پدرم ساکن ان باغی بود که در ان جويی از شير وشکر ، شهد وعسل جاری بود ميوه از شاخ درخت ، در دهانی افتاد پدرم در گذر وسوسه ها همه ی روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت من امروز همه ی دنيا را ، ميفروشم به جويی مهر وکمی عشق و دگر هيچ ، همين ساليانی ست در اين شهر ، گيوه ها فرسودند پاها را بنگر ، کوچه پر ابله است چشم من را بنگر که چه خسته است ز بيداريها نازنينم ديريست که به هر کوچه ، به هر خانه به هر پنجره ای و به هر برکه ی اب و به هر شاخ درخت و به هر قله ی کوه عشق را ميطلبم ساليانی ست به روز و به تاريکی شب و بر اين گنبد فيروزه تو را ميطلبم نازنينم ، من جنت را نه به گندم ، نه به جو می فروشم به نگاهی ، اهی !! ....
+ نوشته
شده در ساعت 18:27 توسط دونه برف
|
شهره ی شهر عاشقی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
"شهره ی شهر عاشقی" منم که شهره شهرم به عشق ورزیــدن منم که دیده نیالوده ام به بد دیــــــدن وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیـدن به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات بخواست جامی و گفت عیب پوشیدن مرا دل زتماشــــــــای باغ عالم چیست بدست مردم چشم از رخ تو گل چیدن به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب که تا خراب کنـــــم نقش خود پرستیدن به رحمت سر زلـف تو واثقم ورنه کشش چو نبود ازآن سو چه سود کوشیدن عنان به میکده خاهیم تافت زین مجلس که وعظ بی عملان واجبست نشنیدن زخط یار بیاموز مهر با رخ خوب که گرد عارض خوبان خوش است گردیدن
+ نوشته
شده در ساعت 1:8 توسط دونه برف
|
|
|||